شنبه، بهمن ۰۳، ۱۳۸۳

مرده ها

دلش گرفته بود،براي همة مردمي كه مرده بودند،براي همة مردمي كه مي مردند
.زنده بود.دلش مي سوخت-براي مرده ها-براي...چه بگويم
.دلش مي سوخت،تا يك روز دل دخترك گداي خيابان برايش سوخت
.او رفته بود. شايد رفته بود بگويد دلم براي شما مي سوخت.

0 نظر:

ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]

<< صفحهٔ اصلی